از نگاه مخاطبان «وقت سینما»/ علی جعفری: در روزگاری که ساخت یک کمدی تلویزیونی به دلیل تغییر ذائقه مخاطب و رقابت با تولیدات شبکه نمایش خانگی کار سادهای نیست، «اسباب زحمت» سعید آقاخانی تلاش کرده است با تکیه بر یکی از نیازهای همیشگی تلویزیون، مخاطب را با خود همراه کند؛ یک کمدی خانوادگی و اجتماعی که برای خنداندن، لزوماً سراغ شوخیهای جنسی، کلامهای مبتذل یا موقعیتهای تکراری نمیرود.
سریال «اسباب زحمت» به کارگردانی سعید آقاخانی و در ۲۵ قسمت به سفارش مرکز سیمافیلم تولید شده است. این مجموعه ابتدا در جدول پخش رمضانی شبکه یک قرار گرفت، اما با آغاز جنگ پخش آن متوقف شد و از اواخر مردادماه بار دیگر روی آنتن شبکه یک رفت و در روزهای زوج پخش میشود.
«اسباب زحمت» در قالب کمدی اجتماعی، زندگی چند آدم را روایت میکند که هر کدام درگیر مجموعهای از اتفاقات پیشبینینشده میشوند؛ از ماجرای به دنیا آمدن فرزند «ناصر خان» و مصائب پیش از زایمان گرفته تا از دست رفتن سرمایه «احمد آقا» در خرید رمز ارز، جهانگردی «صادق» با یک دوچرخه دستساز و مهاجرت اجباری احمد آقا از بسطام به تهران.
یکی از نقاط قوت سریال این است که قصه را به یک موقعیت ثابت و کشدار محدود نمیکند. هر چند قسمت، مسئلهای تازه وارد داستان میشود و همین تغییر موقعیتها کمک میکند که مخاطب احساس نکند با یک قصه تکراری و قابل پیشبینی طرف است. هر اتفاق، ماجرای تازهای برای شخصیتها ایجاد میکند و از دل همین گرفتاریها، موقعیتهای کمدی شکل میگیرد.
این ویژگی برای یک سریال تلویزیونی که قرار است در قسمتهای متعدد روی آنتن برود، اهمیت زیادی دارد. یکی از آفتهای کمدیهای دنبالهدار این است که یک شوخی یا موقعیت موفق را آنقدر ادامه میدهند که جذابیت اولیه خود را از دست میدهد، اما «اسباب زحمت» با تغییر موقعیت و وارد کردن ماجراهای تازه، تلاش میکند از این دام فاصله بگیرد.
در کنار تنوع داستانی، خانواده یکی از مهمترین عناصر سریال است. «اسباب زحمت» کمدی خود را برای مخاطب خانوادگی ساخته و همین مسئله باعث شده جنس شوخیها نیز متناسب با این انتخاب باشد. سریال برای خنداندن مخاطب به شوخیهای جنسی یا دیالوگهای زننده متوسل نمیشود و قرار نیست هر لحظه با لودگی، خنده را به مخاطب تحمیل کند.
این نکته شاید در نگاه اول ساده بهنظر برسد، اما در شرایط امروز تولید کمدی، امتیاز کوچکی نیست. بخشی از کمدیهای تصویری برای رسیدن به واکنش سریع مخاطب، مرز میان شوخی و ابتذال را کمرنگ کردهاند. «اسباب زحمت» دستکم تلاش میکند از این مسیر عبور نکند و طنز خود را از دل موقعیت، رفتار شخصیتها، سوءتفاهمها و گرفتاریهای روزمره بیرون بکشد.
از سوی دیگر، آدمهای «اسباب زحمت» بیشتر از آنکه شخصیتهایی پیچیده و چند لایه باشند، تیپهایی آشنا هستند؛ آدمهایی که نمونههایی شبیه آنها را در زندگی واقعی دیدهایم، اما در عین حال هر کدام ویژگیهایی دارند که میتواند آنها را برای مخاطب جذاب کند. این تیپسازی در یک کمدی عامهپسند، لزوماً نقطه ضعف نیست. مخاطب قرار نیست برای شناختن شخصیتها چند قسمت منتظر بماند بلکه خیلی زود با آنها ارتباط برقرار میکند و میفهمد قرار است از هر کدام چه جنس رفتاری ببیند.
در واقع یکی از دلایل ارتباط سریال با مخاطب را میتوان در همین آشنایی جستوجو کرد. «احمد آقا»، «ناصر خان»، «صادق» و دیگر شخصیتها قرار نیست قهرمانان دستنیافتنی باشند، بلکه آدمهایی هستند با گرفتاریها، اشتباهات و خواستههای معمولی که در موقعیتهایی غیر معمول قرار میگیرند.
بازیگران نیز در شکلگیری این فضا نقش مهمی دارند. حضور چهرههایی چون سعید آقاخانی، حسن معجونی، عباس جمشیدیفر، کمند امیرسلیمانی، افشین سنگچاپ، هومن حاجیعبداللهی، فریده سپاهمنصور، سیاوش مفیدی، سپند امیرسلیمانی، بیتا سحرخیز، رامین ناصرنصیر، سوسن پرور، مریم سرمدی و جمع دیگری از بازیگران، امکان ایجاد مجموعه متنوعی از تیپهای اجتماعی را فراهم کرده است.
اما برگ برنده اصلی سریال را باید در تجربه سعید آقاخانی جستوجو کرد. آقاخانی در دو دهه گذشته یکی از چهرههای فعال و شناخته شده کمدی تلویزیونی بوده و تجربه موفق «نون خ» نشان داده است که زبان این مدیوم و سلیقه مخاطب عام را به خوبی میشناسد. او این بار البته به سراغ فضای متفاوتی رفته و به جای روستا و زیست بومی «نون خ»، زندگی شهری و آدمهای آن را دستمایه کار قرار داده است.
همین تغییر فضا نکته قابل توجهی در کارنامه آقاخانی است. او میتوانست پس از موفقیت «نون خ» به تکرار همان فرمول برود، اما «اسباب زحمت» تجربهای متفاوت از نظر جغرافیا، آدمها و موقعیتهای داستانی است.
اینکه نتیجه این تجربه چقدر موفق باشد، موضوعی است که با ادامه پخش سریال بیشتر مشخص خواهد شد، اما همین تغییر مسیر را میتوان به فال نیک گرفت.
آقاخانی در کنار کارگردانی، در نقش «احمد آقا» نیز بازی میکند و حضور خودش مقابل دوربین، بار دیگر نشان میدهد که شناخت او از جنس بازی کمدی، یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری فضای اثرش است. او به خوبی میداند کجا باید از اغراق فاصله بگیرد و کجا از ویژگیهای تیپیک یک شخصیت برای ایجاد موقعیت کمیک استفاده کند.
تصویربرداری سریال نیز در تهران، جاجرود، بسطام، شاهرود، مشهد، سمنان و دیگر مناطق انجام شده و حضور بیش از ۱۵۰ بازیگر، از گستردگی فضای داستان و تعدد شخصیتهای آن حکایت دارد.
در نهایت، «اسباب زحمت» را نباید صرفاً با این انتظار تماشا کرد که قرار است یک کمدی متفاوت و ساختارشکن باشد. نقطه قوت این سریال اتفاقاً در این است که چنین ادعایی ندارد. «اسباب زحمت» میخواهد یک کمدی خانوادگی باشد، قصه بگوید، آدمهایش را درگیر دردسر کند و مخاطب را بدون استفاده از شوخیهای زننده سرگرم کند.
در روزگاری که تلویزیون بیش از همیشه به آثاری نیاز دارد که بتوانند خانواده را دوباره پای تلویزیون بنشانند، چنین انتخابی ارزشمند است. «اسباب زحمت» شاید قرار نباشد قواعد کمدی را تغییر دهد، اما بلد است مخاطبش را بشناسد و برای او قصهای قابل فهم و سرگرمکننده بسازد و شاید همین مهمترین دلیل همراهی مخاطب با سریال باشد که «اسباب زحمت» برای خنداندن، خودش را به آب و آتش نمیزند. از همان جنس کمدیای استفاده میکند که تلویزیون سالها با آن مخاطب ساخته است؛ کمدی موقعیت، تیپهای آشنا، قصههای خانوادگی و آدمهایی که گرفتاریهایشان برای تماشاگر غریبه نیست. و در این روزها، شاید همین یک ویژگی برای یک سریال کمدی تلویزیونی کم چیزی نباشد؛ اینکه بتواند خانواده را دور هم جمع کند و برای خندیدن، مجبور نباشد از خط قرمزهای اخلاقی و شوخیهای دمدستی عبور کند.

