«وقت سینما»/ نوید جعفری: جامجهانی ضیافت هر چهار سال کشورهای جهان، سرشار از خاطرات تلخ و شیرین برای ملتهاست و مهمتر شگفتیهایی که تا همیشه در آمار و میراث فوتبال باقی میماند.
قصد نوشتن مجدد در مورد تیم ملی فوتبال را نداشتم، اما وقتی حضور درخشان برخی کشورها مثل مراکش، کیپ ورد، کنگو و… را میبینم این حجم خودبزرگبینی در تیمی که اوج عملکردش در یک جام ۴۸ تیمی، کسب سه تساوی بوده را متوجه نمیشوم.
تیمی که با ادعای حداقل چهار امتیاز وارد جام شود قطعا نتیجه دلنشینی هم نخواهد گرفت، به قول قدیمیها وقتی هدفت کوچک شد تلاشت هم اندازه هدفت میشود.
چه کسی فکرش را میکرد مراکش برزیل را وادار به تساوی کند و نهایتا هلند را حذف کند؟ پاراگوئه بتواند آلمان را حذف کند یا کیپ ورد اسپانیا را به تساوی بکشاند؟
با این حجم حضور درخشان تیمهایی که یا سابقه حضور در جامجهانی ندارند و یا تیمهایی که با شگفتی از گروه خود صعود کردند، تیم ملی ایران که نه در گروه مرگ قرار داشت و نه حریفانی نامدار، نه تنها تن به سه مساوی داد و چند موقعیت صد درصد را از دست داد که هیچ، به مدد برخی برنامههای فوتبالی و بوق و کرنا فدراسیون جوری از بازگشت قهرمانانه سخن میگوید که گویی صدرنشین گروه شده و چندین قدرت فوتبال جهان را تحقیر کرده است.
در حالی که سرمربیان چندین کشور به دلیل عدم صعود به مرحله بعد استعفا کردهاند، رییس فدراسیون عربستان استعفا کرده و برخی همانند ژاپن که به عنوان آبروی قاره آسیا نمایشی درخشان داشت و نهایتا با شایستگی در مقابل برزیل حذف شد، در مقابل هواداران خود سر تعظیم فرود آوردند که ببخشید با همه هزینه و حمایت شما نتوانستیم دلتان را شاد کنیم. آنطرفتر سرمربی ما باد در غبغب انداخته است تا تقصیر همه ناکامی تیمش را که یکی از سه تیم سن بالای جام بوده را به گردن زمین و زمان بیندازد تا مبادا پاداش دلاری فدراسیون را از دست بدهد.
همین تیم ملی فوتبال آینه تمام قدی است از تمام پشت پرده عدم موفقیتها و عدم پیشرفت ورزش ایران در سطوح بالاتر.
اینکه مدیران و تصمیمگیران اصلی به جای شایستگان افرادی هستند که به جای توجه به ماهیت ورزش و تقویت زیر ساختها، تلاش اصلی خود را معطوف به چگونه روایتسازی، عدم پذیرش اشتباهات و ارتباطات کردهاند به جای آنکه بهصورت حرفهای با مسائل برخورد کنند.
کسی منکر شرایط چند ماه گذشته تیم ملی فوتبال و جنگ و اتفاقات ناشی از آن نیست، اما مگر قرار بوده چهار سال فرصت میان جام قبلی تا امروز را تنها به همین پنج ماه قبل جام موکول کنیم؟ در حالی که تیمی مانند ژاپن برای 2050 و قهرمانی جهان هدفگذاری کرده است تیم ملی و فدراسیون فوتبال چشماندازش شبیه بچههایی است که تنها شب امتحان میخواهند با سریع خواندن کتاب یا دست به دامن قضا و قدر شدن و نهایتا کمی شانس نمره بگیرند.
از همه غریبتر اینکه در حالی که همین تیم میتوانست با برد مقابل نیوزلند و همان دو مساوی به راحتی و با پنج امتیاز به مرحله بعدی صعود کند، تمام سرنوشت خود را به چهار بازی روز آخر موکول کرد که ابر و باد مه و خورشید و فلک شاید کاری کنند و با مساوی و باخت فلان تیم راهی دور بعد شود، اما نه این خوش خیالی، نه آن مرثیهسراییهایی جواد خیابانی خطاب به مردم الجزیره و نه شلوغکاریهای مجریان تلویزیونی مانند میثاقی جواب نداد تا با شکست غنا و ازبکستان و تساوی لحظه آخری اتریش مقابل الجزایر از صعود به مرحله یک شانزدهم نهایی پایانی جامجهانی باز ماند و این حسرت صعود به مرحله حذفی از دوران جامجهانی ۳۲ تیمی با آن تیمهای طلایی دهه ۹۰ و بعد در جام جهانی ۴۸ تیمی که تنها سوم شدن با چهار امتیاز هم میتوانست مجوز صعود باشد، عملی نشود.
فوتبال ایران تا زمانی که درگیر مدیرانی اینچنینی است راه به جایی نمیبرد، تا زمانی که به جای اعتراف به اشتباه، فرافکنی به هر قیمت اولویت دارد هم چیزی به دست نمیآورد، تا زمانی سرمربی کاربلد با دانش روز در اختیار نداشته باشد، تا زمانی که جوانان مستعد در تیم جایی نداشته باشند، تا وقتی حاشیه بر متن اولویت پیدا کند، تا زمانی که به جای شرم و عذرخواهی به واسطه اشتباهات، باد در غبغب و سینه به جلو است برای نپذیرفتن خطا، تا زمانی که انتقاد هر کارشناسی به تضعیف و دشمنی تعبیر شود و با تیم ملی همانند کودکی محتاج تعریف و تمجید رفتار شود به جای آنکه فکری برای بالا بردن سطح دانش و توانایی تیم کرد و تا زمانی که یک خانه تکانی اساسی در این فدراسیون و تیم ملیاش اتفاق نیفتد قطعا راه به جایی نخواهد برد.
آسیبشناسی این حضور از هر چیزی مهمتر است هرچند با این شرایط اطراف تیم ملی که کار را به جایی رسانده که توهم از مدیران فدراسیون به سرمربی و حالا به بازیکنان نیز سرایت کرده است تا از هر بهانهای برای انداختن تقصیر عدم موفقیت به گردن دیگران استفاده کنند، بعید است این دلسوزیها هم شنیده شود.
برای جامجهانی 2030 باید از همین امروز شروع کرد، نه با تکرار همان حرفهای همیشگی یا اعتماد دوباره به ناکارآمدهای صد بار آزموده شده، این تیم ملی به یک تحول احتیاج دارد که شوربختانه بعید است با این آدمها به دست بیاید.

