«وقت سینما»: «گُل سنگ» شاید سریالی نبود که خیلی منتظرش بوده باشیم یا کنجکاوی برای تماشایش رهایمان نکند. ابراهیم ایرجزاد با سه فیلم در سینما و علیرغم توفیق «تابستان داغ» در فجر سی و پنج، احتمالاً قرار نبود با نخستین سریالش غافلگیرمان کند. اما خب…! پیشبینیها اغلب درست از آب درنیامد و او با ورود به این عرصه نشان داد چه سریالساز کاربلد و نکتهسنج و چه فیلمنامهنویس شش دانگی است. چه شناخت دقیقی از بطن و متن خانوادههای ایرانی و بویژه قشر متوسط امروز ایران دارد.
او و پیام کرمی فیلمنامهای مهندسی شده و با شخصیتپردازیهای شگفتانگیز و موقعیتهای روایی جذاب را طرحریزی کردند. انتخاب بازیگران بسیار با سلیقه صورت گرفت و همه چیز برای ساخت یک سریال به یاد ماندنی و البته دوستداشتنی فراهم شد.

«گُل سنگ» راهی را رفت که مدتهاست انبوهی از تولیدات نمایشی با آن میانه خوبی ندارند. نه عطش وایرال شدنهای بیدلیل را داشت و نه وانمود به چیزی کرد که نبود. همه چیز در این سریال سرراست، صمیمی و خونگرم پیش رفت. نه قرار بود تراژدیهای عمیق، نفس زندگی را بگیرد. نه شادیها رنگ اغراقهای الکی خوش به خود گرفتند. نه روابط و مناسبات آدمها جلوه ناباورانه و مصنوعی داشتند.
با این حال انتقاداتی به شکل بهرهگیری از عنصر «مرگ» در پلات سریال به عنوان یک راهکار ساده برای پیشبرد درام و یا ریتم سریع با فاصله تنفس اندک رویدادها به سریال وارد شد که فرصت را از تماشاگر برای حلاجی بهتر قضایا میگرفت. همچنین به کپیکاری پوسترش از سریال «چیزهای تیز» ایراد وارد شد. برخی حتی نوع رابطه زن و مرد را در آن به چالش کشیدند تا بلکه حواس ممیزی را معطوف خود کنند!
با پایان پخش «گُل سنگ»، برای «وقت سینما» از تجربه تماشای این سریال بنویسید؛ اینکه طرفدارش بودید یا نتوانست نظرتان را جلب کند.
برای شرکت در این نظرسنجی میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://www.instagram.com/p/DZ8CAySM2Y_/?igsh=MW16eW96NDFpMDcwZg==

