«وقت سینما»/ هادی اعتمادیمجد: دختر جوان ایرانی که از سوی داعش به کنیزی گرفته شده، در سلسله رفتارهای اضطرابآور و تشنج باری در بازار بردگان تکفیریهای مثلاً اسلامی، به فروش میرسد. در ادامه دختر برای جلوگیری از دست درازی خریدارش، او را زخمی میکند و به خودش هم آسیب میرساند. در لفافهای از موسیقیهای سوزناک و تنشزا و تکرار عامدانه نماهای پر سوز و گداز و خدا برکت بدهد پر اشک و آه!
پیشتر از آن هم بینندگان، ناگزیر از تحمل ابعاد وسیعی از صورتهای کریه نیروهای داعش و افراطیگریهای آنان بودهاند. افرادی شبیه به انسانهای اولیه با ریش و پشمهای به وفور و تُن صدای زجرآور.

این تنها بخشی از حکایت خشونت پنهان و عریان جاری در سریال «بیگانگان» است که تمام طی نوروز و شبهای اخیر، روی آنتن شبکه سه در حال خراش انداختن روی اعصاب و روان مردم بوده. مردمی که سایه مخوف و سیاه جنگ و ناامنی، به اندازه کافی سوژه برای ترس و حال بدی برایشان تراشیده بود.
در روزهایی که ایرانیان گرفتار آتش جنگ شدند، تلویزیون صلاح دید با کنار گذاشتن گزینههای کمدی، همنوا با حال و هوای حاضر عمل کند و به اصطلاح همرنگ جماعت شود. غافل از اینکه به جای القا و ایجاد حس آرامش و روحیه بخشی، آنتن را سرشار از خشونت و عصبیت کرده!
چندان حرجی به سازندگان نیست که «بیگانگان» به کارگردانی راما قویدل چه با نظر به آمار سیما فیلم و چه رجوع به ساختار و ماوقع سریال، کار ضعیفی نشان نمیدهد، اما مشکل آنجاست که در روزهایی روی آنتن رفت که جامعه نیازمند مرهم و آسودگی بود.
اندک آشنایی با سیاستهای مدیران صدا و سیما، البته این فرضیه را تقویت میکند که پخش سریالی با این محتوا، صرفاً در راستای تقبیح جنگ و هشدار نسبت به تبعات قدرتیابی و نفوذ دشمن خارجی صورت گرفته. حال آنکه جامعة زیر آتش بمب و موشک، خودش تا مغز استخوان آسیبهای جسمی و روحی جنگ را درک کرده و به مرحمت «زد» یا «نزد»های دشمن فرسوده شده. در صورتی که مهمترین وظیفه این بخش از رسانه، تزریق امید و آرامش است نه تشدید فشار و رُعبانگیزی.
میدانیم که در شرایط جنگی، کمتر کسی توقع و حوصله کمدی دارد، اما واقعاً انتشار سریالی مثل «بیگانگان» با این حجم سخاوتمندانه از نگرانی و پریشانی و تندخویی، کاری بود که فقط از بد سلیقگی و وقتناشناسی مدیران فعلی تلویزیون برمیآمد!

