پنجاه و یکمین نشست «شبهای مستند» موزه سینما با حضور اسعد نقشبندی، فیلمساز و ارسطو مداحگیوی، مستندساز به بررسی جنبههای مختلف زندگی و آثار منوچهر طیاب اختصاص داشت.
به گزارش «وقت سینما» و به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، پنجاه و یکمین نشست «شبهای مستند» شامگاه روز دوشنبه، ۹ شهریور ماه، با نمایش دو مستند «ایران؛ سرزمین ادیان» ساخته منوچهر طیاب و «به یاد دوست» ساخته سیاوش نقشبندی و اسعد نقشبندی، به مناسبت سالمرگ زندهیاد منوچهر طیاب، نویسنده و مستند برگزار شد. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند و فیلمخانه ملی ایران در سالن «فردوس» موزه سینمای ایران برگزار شد و اجرای نشست را فخرالدین سیدی، فیلمساز، بر عهده داشت.
در ابتدای نشست، فخرالدین سیدی بعد از عرض خیر مقدم به حضار، راجع به مستند «ایران؛ سرزمین ادیان» گفت: فیلمی که مشاهده کردید، منوچهر طیاب در سال ۱۳۴۹ ساخته بودند و ۴ شهریور، سالگرد فوت ایشان بود، بنابراین بیمناسبت ندیدیم که یک فیلم قدیمی از این فیلمساز نمایش دهیم به علاوه یک فیلمی که دوست و همکار قدیمی ایشان، اسعد نقشبندی درباره این هنرمند ساخته بودند تا یادکردی از وی صورت بگیرد. در ضمن، جای همایون امامی که بعد از یک تحقیق و پژوهش مفصل، یک کتاب ۴۶۰ صفحهای درباره زندگی و آثار منوچهر طیاب نگاشته، اینجا خالی است.
سپس از اسعد نقشبندی، فیلمساز و ارسطو مداحگیوی، مدیر فیلمبرداری و فیلمساز دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرند.
اسعد نقشبندی، فیلمساز راجع به نحوه آشنایی خودش با منوچهر طیاب، مستندساز گفت: من از سال ۱۳۷۵ با منوچهر طیاب آشنا شدم و در حال ساخت مستند «همراه باد» بود که در آنجا به عنوان عکاس همکاری داشتم. این آشنایی باعث شد تا در روزهای آخری که در ایران بودند و بالغ بر بیست و اندی سال میشود، ارتباط صمیمانهای بین ما ایجاد شد به طوری که در همه پروژههای پس از آن در کنار او بودم و وظایف دیگری همچون مدیر تولید و مجری طرح را هم بر عهده میگرفتم از اینرو هر کاری از دستم برمیآمد، در پروژههای این هنرمند با کمال میل انجام میدادم. در این فرصت اندک نمیتوان راجع به جناب طیاب صحبت کرد چون وقتی جناب امامی با صرف چند سال وقت و تماشای تمام آثار ایشان، درباره آنها اظهارنظر کردند و بیش از ۳۰ ساعت زمان به مصاحبه با منوچهر طیاب اختصاص دادند، کسی که میخواهد درباره ایشان شناخت دقیقی پیدا کند، بهتر است به آن کتاب مراجعه کند و آثارش را تماشا کند.
وی درباره چالشهای ساخت نسخه دوم مستند «دریای پارس» در سال ۱۳۸۵ عنوان کرد: من میخواهم درباره ساخت نسخه دوم مستند «دریای پارس» صحبت کنم. در سال ۱۳۸۵ که بحث تحریف اسم خلیج فارس و عربی نامیدن آن بر سر زبانها آمد، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به این فکر افتاد که حالا که قرار بوده طیاب فیلمی درباره خلیج فارس در آن زمان بسازد و نشده است، پیشنهاد داد که این فیلم را در اسرع وقت بسازید تا جوابی به صحبتهای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس باشد. طیاب با اینکه ساکن اتریش وین بود، سالی چند ماه در ایران بود و پیرو گفتوگویی که با هم داشتیم، دوست عزیزم، ارسطو مداحگیوی به جمع ما پیوست. در نهایت بدون هیچ قراردادی با وزارت ارشاد و بدون اینکه هیچ بودجهای در اختیار داشته باشیم، راهی جنوب شدیم ،پشتوانه مالی نداشتیم ولی بخش زیادی از کار را انجام دادیم پس دو گزینه داشتیم، برگردیم که زحمات ما به هدر میرود و دیگری اینکه ساخت مستند را با بودجهای مختصر ادامه بدهیم چون این فیلم بعد از ساخته شدن قطعا خواهان داشت. مداحگیوی گفت که من هنگام شروع همکاری با شما اصلا به مسائل مالی فکر نکردم و من گفتم که تکلیف من هم روشن است. به هر حال، فیلم تمام شد. در سال ۱۴۰۴، فیلمخانه ملی ایران در آرشیو خودش، توانست بخشی از راشهای «دریای پارس» را بیابد، بازسازی کند و اینجا به نمایش بگذارد. روی فیلم هیچ نوشتهای نبود و وقتی در دستگاه قرار گرفته بود، در یکی از پلانها، روی کلاکت نام «دریای پارس» و «منوچهر طیاب» نوشته بود و آنها اینگونه به این موضوع پی میبرند. طیاب در کتاب «دریای پارس» که بر مبنای همین پژوهشها درباره خلیج فارس نوشته شده است، آن اتفاق را با حالی بد و به تفصیل تعریف میکند. در نهایت، آنچه که در باب این مقوله برای من مهم است این است که در زمان قبل از انقلاب اسلامی هم سانسور وجود داشت و اگر فیلمی وفق مرادشان، قطعا جلوی آن گرفته میشد. مستند «در سوگ شهر خاموش» هم گرفتار همین مسئله شد و از میان بیشمار فیلمهای طیاب، این دو فیلم هرگز به نتیجه نمیرسند.

