صفحه اصلی > سریال و فرهنگی و هنری و نقد و نمایش خانگی و هنرمندان و یادداشت : «بی‌عاطفه»؛ تقابل عشق و نفرت با چاشنی انتقام!

«بی‌عاطفه»؛ تقابل عشق و نفرت با چاشنی انتقام!

رازها و دروغ‌ها، یکی از تیترهای مورد علاقه منتقدان برای آثاری است که با تکیه بر این دو عنصر شکل گرفته و اسکلت آن بر این پایه بنا نهاده شده است. به ویژه در ژانر ملودرام که فضای خوبی را در اختیار نویسنده برای روایت قصه‌هایی از این جنس قرار می‌دهد.

«بی‌عاطفه» آخرین ساخته کمال تبریزی و تهیه‌کنندگی محمدصادق میرکریمی که تاکنون سیزده قسمت از آن از طریق پلتفرم فیلم‌نت در اختیار مخاطبان قرار گرفته، در رده همین دسته آثار قرار می‌گیرد که گذشته قهرمان‌های آن (کامران و بهرام) نقشی کلیدی در ساختار فیلمنامه‌اش قرار دارد.

روایتی کاملا غیرخطی با شکست زمان‌های پی در پی که با نقطه عطفی تکان‌دهنده با محوریت خودسوزی زنی در دهه شصت همراه شده است و در ادامه با کامران و بهرام به عنوان شخصیت‌های محوری از گذشته پیش می‌رویم.

شکل گرفتن رابطه بین علی و عاطفه که پدرانشان زمانی مثل برادر یکدیگر بوده‌اند، نقطه عطف دیگری را رقم می‌زند که الباقی قصه حول محور آن شکل می‌گیرد. اختلاف عمیق میان کامران و بهرام از گذشته‌ای نه چندان دور، گره‌ای جذاب به داستان عاطفه و علی انداخته است و تنش حاکم بر آن را افزایش می‌دهد.

تلاش کامران برای منصرف کردن علی از ازدواج با عاطفه که در نهایت به مجلس خواستگاری ختم می‌شود، عطف دیگری را رقم زده است و قصه را به یک اوج مهم می‌رساند. جایی که بهرام در بیمارستان بستری شده و رابطه علی و عاطفه هم شکاف بزرگی برمی‌دارد.

فلاش‌بک‌ها نقشی کلیدی در فیلمنامه «بی‌عاطفه» داشته و بخش مهمی از گره‌افکنی و گره‌گشایی نیز در آن رخ می‌دهد. هر کدام از قهرمان‌ها نیز روایت خود از ماجرا را ارائه کرده و تماشاگران را به قضاوت فرا می‌خوانند.

در عین حال، سریال‌هایی از این جنس نیاز به خرده داستان‌های زیاد دارند که «بی‌عاطفه» از آن مستثنی نیست. امیرعباس پیام در مقام نویسنده فیلمنامه، چند داستان فرعی با کیفیت‌های متفاوت را در دل فیلمنامه خود گنجانده است. از داستانک دختر مرموزی که با امیر برادر علی ارتباط برقرار کرده و جسد یخ زده پسری جوان داخل فریزر خانه‌اش است تا قصه دختر جوان کامران از همسر دیگرش پروانه که دل به استاد بازیگری سن و سال‌دار خود بسته و ترومای زیادی را با خود حمل می‌کند.

همین‌طور داستانک پروانه و برادرش که مادرشان همان زن جوان خودکشی کرده قسمت نخست است و تم انتقام را پررنگ‌تر می‌کنند.

کمال تبریزی که زمانی فیلم‌های شاخصی ساخته، تلاش زیادی برای کارگردانی یک ملودرام جذاب به خرج داده و حاصل کارش موفق از کار درآمده و به نظر می‌رسد فیلمساز قدم مهم رو به جلویی را در کارنامه خودش ثبت کرده است و در عین حال در انتخاب بازیگران اصلی هم موفق عمل کرده، که نمونه آن را در انتخاب دانیال خیری‌خواه و مهتاب ثروتی در نقش‌های علی و عاطفه می‌بینیم.

بازیگرانی جوان که از دل تئاتر و جهان نمایش بیرون آمده و جزو نقاط قوت اصلی سریال به حساب می‌آیند. رضا کیانیان هم که توانایی خاصی در خلق شخصیت‌های خاکستری دارد، ضد قهرمان قابل تاملی را خلق کرده که نگاه تماشاگر را معطوف به خود می‌کند.

«بی‌عاطفه» که این روزها به پایان خود نزدیک شده و زمزمه هم برای ساخت فصل دوم به گوش می‌رسد، به مرور همه گره‌های داستانی خود را باز کرده و با ریتمی مناسب به خط پایان نزدیک می‌شود.

این سریال هر جمعه ساعت ۱۲ ظهر از پلتفرم فیلم‌نت پخش می‌شود.

بابک جوادی

 

vaghte cinema

اخبار مرتبط

گفت‌وگویی میان میراث و نوآوری؛ فاطمه کریمی «گذشته: نگاهی به آینده» را به تصویر می‌کشد

«گذشته: نگاهی به آینده»، عنوان نخستین نمایشگاه انفرادی طراحی و دوخت هنرمند…

دور سوم نمایش «ریگ چاه» به تئاتر هامون رسید

نمایش «ریگ چاه» به نویسندگی و کارگردانی علی پیمان، پس از دو…

دیدگاهتان را بنویسید