صفحه اصلی > اسلایدر اصلی و سریال و فرهنگی و هنری و نقد و نمایش خانگی و هنرمندان و یادداشت : «بامداد خمار»، سرگردان میان عامه پسندی و خواص پسندی؟!

«بامداد خمار»، سرگردان میان عامه پسندی و خواص پسندی؟!

«وقت سینما»/ هادی اعتمادی‌مجد؛ عمده تلاش نرگس آبیار در «بامداد خمار»، گذر از لایه‌های یک داستان عامه‌پسند به مرحله‌ای بالاتر بوده. قصد داشته تا سطح کیفی سریال، تحت تأثیر حد و اندازه رمان و جایگاهش در ادبیات قرار نگیرد. سریال نه ظاهری دم دستی و میان مایه دارد و نه خیلی سطح بالاست. هر چند تلاش شده درجاتی بهتر از رمان مورد اقتباس دیده شود.

این را می‌شود از تمام اجزایش تشخیص داد. از حضور چهره‌هایی مثل علی مصفا و رضا کیانیان که فیلم‌های منتقد پسند و شبه روشنفکری کم کار نکرده‌اند تا طراحی دکوپاژ و میزانسنی که قصد القای پیام و نشانه‌هایی را دارد؛فراتر از آن‌چه در قاب می‌گذرد. از طرف دیگر ترلان پروانه و نوید پورفرج دعوت شده‌اند تا ظرفیت‌های مورد توجه عامه و به اصطلاح نسل زِد را تقویت کنند.

ضمن این‌که درام آن‌قدر پیچ و خم و فراز و نشیب دارد که حواس کتاب نخوانده‌ها را جلب کند تا سر از ته و توی ماجرا دربیاورند. حضور نویسنده تئاتری باتجربه‌ای مانند حسین کیانی هم متن را شاداب کرده. او دیالوگ‌هایی نوشته که حفظ‌شان حتماً برای بازیگران دشوار بوده. دیالوگ‌هایی همزمان دو پهلو و تأمل‌برانگیز «شاه نکبت و مصیبت و گرسنگی نصیب رعیت کرده». یا با رنگ و بوی ادبیات فولکلور مثل «الکی الکی شدیم سقز دهن مردم» یا «هرکی عروس عمه شه،سرخ و سفید و پنبه شه».

با تمام این‌ها،دوگانگی اما باعث شده سریال هیچ‌یک نباشد؛ نه یک درام اثرگذار خوش ساخت و نه چندان ضعیف. چیزی بینابین که البته نبود یکدستی و تناسب آن را بلاتکلیف کرده و گریبان بخش‌های مختلف را بدجور گرفته.

بازیگران شیمی درستی ندارند. انتخاب علی مصفا با توجه به حضورش در سریال موفق «کیف انگلیسی»، بدون هدایت و توجیه درست او برای رعایت ملزومات بازی در چنین سریالی، به نقش‌آفرینی بسیار تصنعی‌ای انجامیده.لحن مناسبی برای نقش بصیرالملک ندارد. گویی صرفاً در حال بازگویی ساده و حتی ناشیانه دیالوگ‌هایی است که از بر کرده. این معضل بویژه در نمایش احساساتی چون خشم و هیجان بیشتر خود را به رخ می‌کشد. یا در مواجهه او با بازی حسین کیانی که بسیار تکنیکی و مسلط نقش «عطاالدوله» را بازی کرده.

در کارگردانی کنترل نامتناسب حرکات دوربین که حتماً بابت نگرانی از آن‌چه صورت گرفته که در سریال قبلی آبیار، «سووشون» رخ داد، اغلب قاب را از شکل انداخته و به نظم دکوپاژ آسیب شده.

«بامداد خمار» می‌توانست سریال بهتری باشد اگر دغدغه سازندگانش برای گریز از وجوه عامه پسندانه کتاب، تا این حد روی ساختار آن، نمود غلو شده نداشت.

vaghte cinema

اخبار مرتبط

علیرضا اوسیوند «محمودآقا» شد؛ حضور در «حماسه زاگرس»

علیرضا اوسیوند در سریال تاریخی «حماسه زاگرس» به ایفای نقش می‌پردازد. به…

جدیدهای هفته شبکه‌های سیما در اولین هفته از شهریور ماه

«صد متر»، «در چشم باد»، «پسر دلفینی ۱»، «سفر خانوادگی»، «غلامرضا تختی»،…

ادامه اجرای «جومانجی» در پردیس زندگی/ فروش بلیت از ۲ میلیارد تومان گذشت

دور جدید اجراهای نمایش موزیکال فانتزی کودک و نوجوان «جومانجی» که تاکنون…

دیدگاهتان را بنویسید