«وقت سینما»/ البرز کوشیار: کامبیز دیرباز در پنجاه سالگی، کم و بیش به آنچه از سینمای ایران میخواسته رسیده. سیمرغ گرفته. جلوی دوربین بنامترین فیلمسازان رفته. با سرشناسترینها همبازی شده. همین موارد در بازیگری تثبیتش کرده.
در سینمای دفاع مقدس و ایدئولوژیک احمدرضا درویش، علی غفاری و ابراهیم حاتمیکیا خوش درخشیده. در فیلمهای نوگرایانه امثال پرویز شهبازی و احمدرضا معتمدی جای درستی قرار گرفته. در درامهای پرتعلیق امثال افشین صادقی، چهره رمزآلودی گرفته. در سینمای بدنه و همکاری با امثال کامران قدکچیان و محمد زریندست به قصه جان داده. قطب اصلی یکی از محبوبترین کمدیهای جنگی سینمای ایران بوده.
آنچه از دانشكده بازیگری آموخته را با تکنیکهای حسی و ویژگیهای شخصیاش تلفیق کرده و به هر نقش، رنگی متفاوت زده. از موسیقی برای پروراندن احساسات و ذهنش یاری میگیرد. گریزان از بدمنها و متمایل به قهرمانان.
حتی روالی که در انتخابهای تلویزیونی پی گرفت، منتهی به حضورش در شماری از پربینندهترین سریالها شد؛ «تب سرد»، «در چشم باد»، «نابرده رنج»، «میکائیل»، «پشت بام تهران» و… . مجموعههایی چالشبرانگیز و پرفراز و نشیب.
دیرباز، شمایل یاغی است که پا پس نمیکشد. گذر زمان، هیچ او را از تک و تا و تکاپو نینداخته. سر عزیزان، اهداف و آرمانهایش، شوخی ندارد. برایشان به قلب حادثه میزند. خطر میکند. درگیر میشود. مصمم، مقتدر و با صلابت. همانقدر خروشان و عصیانگر که وقت رأفت و محبت، محجوب و با طمأنینه. کاریزمایی آشنا از شمای بازیگری دیرباز.
او در نخستین همکاری با علیرضا امینی، به تازگی یکی از نقشهای اصلی «سمفونی باران» را به عهده گرفته و همبازی شده با پدرام شریفی و الهه حصاری. فیلمی که از همین الان، خیز برداشته برای رقابت در جشنواره فجر امسال.
علیرضا امینی در فیلم اپیزودیک «سمفونی باران»، گویا قصهاش را از میانه جنگ جهانی دوم آغاز میکند و در هزارتویی کنجکاویبرانگیز، روایت را بسط میدهد. شنیدهها حاکی از آن است که دیرباز، بازی خیرهکنندهای در فیلم به نمایش گذاشته. البته این را میشود از وسواس امینی روی سطح بازیهای فیلمهایش و نحوه هدایت بازیگران حدس زد.
کارگردانی معتقد به ژانرگرایی، به گواه طیف متنوع ساختهها در کارنامهاش. با تمرکز بر سینمای مطالبهگر و نقادانه اجتماعی. آنچه با ماهیت بازیهای اغلب انرژیک و برونگرایانه دیرباز و وسواس او در انتخاب پیشنهادها نیز همخوانی تام دارد.

