«سرخدار»؛ سریالی در دل جنگل

«وقت سینما»/ فاطمه عودباشی: «سرخدار» تنها به دلیل موضوع محیط ‌زیستی خود قابل توجه نیست؛ ابعاد تولید، تعدد لوکیشن‌ها، حضور بازیگران حرفه‌ای و بومی و تلاش برای خلق صحنه‌های پرتحرک، این مجموعه را به یکی از تولیدات متفاوت مراکز استانی صداوسیما تبدیل کرده است.

تولید سریال در تهران، با همه دشواری‌های شناخته ‌شده‌اش، از امکاناتی برخوردار است که در بسیاری از استان‌ها به‌ سادگی در دسترس نیست. فاصله لوکیشن‌ها، شرایط متغیر آب‌وهوایی، محدودیت تجهیزات، جابه‌جایی گروه و هزینه‌های اقامت، هر پروژه استانی را با مجموعه‌ای از مسائل پیچیده مواجه می‌کند. وقتی بخش عمده داستان در جنگل و مناطق طبیعی اتفاق می‌افتد، این دشواری‌ها چند برابر می‌شود.

«سرخدار» تولید سیمای استان‌ها که پخش آن از سوی سیمافیلم بوده، محصول چنین شرایطی است؛ مجموعه‌ای که در استان مازندران و در ده‌ها لوکیشن ساخته شده و فرآیند تصویربرداری آن در دو مرحله و طی چند ماه ادامه داشته است. استفاده از حدود ۸۵ لوکیشن، به‌ خودی‌ خود از وسعت و دشواری تولید حکایت دارد. در برخی از این مکان‌ها، گروه تولید روزها و هفته‌ها مستقر بوده و ناچار شده است خود را با شرایط اقلیمی، مسیرهای جنگلی و امکانات محدود منطقه هماهنگ کند.

یکی از امتیازهای قابل توجه مجموعه، ترکیب بازیگران شناخته‌ شده و هنرمندان بومی است. حضور بازیگرانی چون عمار تفتی، علیرضا اوسیوند، میلاد میرزایی، مریم خدارحمی، افشین سنگ‌چاپ و زنده‌یاد مهرداد فلاحتگر در کنار بازیگران منطقه، می‌تواند دو نیاز مهم اثر را تأمین کند؛ نخست جذب مخاطب عمومی و دوم ایجاد فضای بومی باورپذیر.

در تولیدات استانی، استفاده از بازیگران بومی فقط تصمیمی اقتصادی نیست. لحن، زبان بدن، شناخت اقلیم و نزدیکی هنرمند به فرهنگ منطقه می‌تواند به طبیعی‌تر شدن روابط و موقعیت‌ها کمک کند. البته این ترکیب زمانی به نتیجه می‌رسد که بازیگران بومی صرفاً در نقش‌های حاشیه‌ای و تزئینی باقی نمانند و بخشی از جهان اصلی قصه باشند.

«سرخدار» از نظر فنی نیز سودای یک تولید کوچک و محدود استانی را ندارد. بهره‌گیری از تصویربرداری هوایی، استفاده هم‌زمان از چند دوربین و طراحی صحنه‌های حادثه‌ای و اکشن، نشان می‌دهد سازندگان خواسته‌اند موضوع محیط‌ زیستی را در قالبی پرتحرک و مخاطب‌پسند ارائه کنند. این تصمیم از آن جهت مهم است که آثار دغدغه‌مند گاهی به دلیل غلبه پیام، از جذابیت روایی و بصری فاصله می‌گیرند.

جنگل برای ثبت تصویری، فضایی زیبا اما دشوار است. نور دائماً تغییر می‌کند، حرکت تجهیزات در میان درختان آسان نیست و شرایط جوی می‌تواند برنامه‌ریزی تولید را به هم بزند. بنابراین خلق تصاویری پویا و متنوع در چنین بستری، نیازمند گروهی حرفه‌ای و هماهنگ است که این اتفاق رخ داده است.. .

وجه دیگر اهمیت «سرخدار» به نسبت آن با تولیدات مراکز استانی بازمی‌گردد. سال‌هاست درباره ضرورت خروج تولیدات نمایشی از تهران و استفاده از ظرفیت‌های بومی کشور صحبت می‌شود؛ اما این هدف فقط با انتقال گروهی از بازیگران به یک استان محقق نمی‌شود. تولید بومی زمانی معنا پیدا می‌کند که جغرافیا، مسئله، فرهنگ، نیروی انسانی و دغدغه‌های مردم منطقه در تار و پود داستان حضور داشته باشند.

«سرخدار» دست‌کم در انتخاب موضوع و فضای روایی، چنین مسیری را دنبال کرده است. جنگل‌های هیرکانی و زندگی جنگلبانان، مسئله‌ای نیست که بتوان آن را در هر جغرافیایی روایت کرد. قصه از دل همان منطقه بیرون آمده و به معضلی می‌پردازد که مردم شمال کشور هر روز با پیامدهای آن مواجه‌اند.

«سرخدار» فارغ از ارزیابی نهایی داستان و اجرا، در مقام یک تجربه تولیدی قابل احترام است؛ زیرا می‌کوشد اثبات کند یک اثر استانی نیز می‌تواند بلندپرواز، پرلوکیشن، پرشخصیت و از نظر بصری جدی باشد. توجه به چنین تجربه‌هایی، می‌تواند مسیر تولیدات آینده تلویزیون را متنوع‌تر و به واقعیت جغرافیایی و فرهنگی ایران نزدیک‌تر کند.

vaghte cinema

اخبار مرتبط

نمایش «بقا» در گالری خورشید

نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی «بقا» به کیوریتوری آیناز زارعی در گالری خورشید…

تخفیف تماشای نمایش «میراث» برای آخر هفته

نمایش «میراث» نوشته هنرمند فقید بهرام بیضایی با طراحی و کارگردانی غلامرضا…

«ملکه» آماده نمایش شد

فیلم کوتاه «ملکه» به نویسندگی و کارگردانی صباح محمدی، آماده نمایش شد.…

دیدگاهتان را بنویسید