با ورود نسل زد و آلفا به محیط آموزشی، کار مدیریت و تدریس در این حوزه نسبت به گذشته به ابزارهای به روزتری نیازمند است. نسلی که برخلاف نسلهای قبل دسترسی آنی به کامپیوتر، اینترنت، هوش مصنوعی و آثار هنری روز جهان دارند و میتوانند مدرسان خود را به چالش بکشند و از طرفی با آموزشهای قدیمی قانع نمیشوند.
در کنار استفاده از ابزارهای دیجیتال که امروزه بیش از گذشته به گوشیهای هوشمند منتقل شدهاند، همچنان استفاده از ابزارهای فرهنگی میتواند مقوله مهمی در مدیریت آموزشی باشد. زمانی کتاب در کنار محتوای آموزش رسمی نقش مهمی ایفا میکرد و از این رو مدارس در هر دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران دانش آموزان را به این فستیوال فرهنگی مهم حوزه نشر گسیل میداشتند. امروز در کنار کاهش شدید تیراژ کتاب، نسخه پی دی اف جایگزین کاغذ شده است که البته آن هم آنچنان که باید در کشور ما جایگاه ندارد و سرانه مطالعه خارج از درس کاهش یافته است. در گذشته کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نقش مهمی در تولید فیلمهای آموزشی در سینمای ایران داشت، اما متأسفانه امروز در صنعت سینما و نمایش خانگی ایران محتوای فرهنگساز و با تأثیرات مثبت بر نسل جدید که بتواند مکملی بر مدیریت آموزشی و فرهنگی گردد، کمتر دیده میشود. ابزارهای فرهنگی مانند کتاب و فیلم میتوانند با فرهنگسازی مناسب و آگاه ساختن نسل جدید از مخاطرات موجود و نشان دادن راه صحیح به جای بدآموزی، کمک حال مدیریت آموزشی شود. به خصوص که امروز با افزایش ارتباطات و دسترسی آسان به محتوای موجود در بستر فضای مجازی و ماهواره، مرجعیت رسانه و محتوای تفریحی و فرهنگی از داخل به خارج از کشور منتقل شده است که در بحث تهاجم فرهنگی توانسته نسل زد و آلفا را با خود همراه سازد و کار مدیریت در محیط آموزشی با این نسل را دچار چالش کند.
در بسیاری از کشورهای جوامع غربی، محصولات و محتوای مخرب در دسترس نسل تحت آموزش قرار ندارد و بازار هدف این محصولات دیگر کشور و تأثیرگذاری بر نسل آینده این کشورهاست. در کشورهای شرقی مانند چین نیز تنها به بستن فضای تحت مدیریت غرب روی نیاوردهاند بلکه در کنار ایجاد محدودیت برای ابزارهای مخرب آموزشی مانند فضای مجازی، اپلیکیشنهای پرطرفدار وطنی خود را در اختیار کاربران قرار دادهاند. یا در کنار مقابله با محصولات هالیوودی، تولیدات و بازار سینما و تلویزیون خود را به نحو چشمگیری گسترش دادهاند. موضوعی که خلا آن در کشور ما دیده میشود و در کنار عدم مدیریت صحیح امواج مخرب، امکان وطنی مناسبی نیز دیده نمیشود تا باری از دوش بخش آموزش بردارد.
اهمیت تحصیل و انتخاب صحیح رشته و تخصص مقوله مهمی است که نسل زد و آلفا نسبت به آن بیتفاوت شدهاند و کمتر علاقهای در آنها نسبت به ادامه تحصیل دیده میشود که تنها بخشی از آن به شرایط اقتصادی بازمیگردد و بیشتر آن محصول مدیریت غلط آموزشی و فقدان ابزارهای فرهنگی و رسانهای در جهاد تبیین است. نمیتوان تمام بار را بر دوش مدیریت آموزشی گذاشت و از سایر بخشهای در فرهنگسازی و کمک به مدیریت آموزشی مطالبه نکرد.
در کنار لزوم استفاده از ابزارهای نوین در مراکز آموزشی و تحصیلی، نیاز به مکملهایی در بخش فرهنگی است که همکاری و سیاستگذاری صحیح در تولید محصولات فرهنگی آموزشی برای نسل جدید توسط ارگانهایی مانند سازمان صداوسیما، ساترا، سازمان سینمایی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را میطلبد.
سهیلا تیمورینیا
مدیر آموزش و پرورش

