«وقت سینما»: «هزار و یک شب»، سریال اخیر مصطفی کیایی که پیش از پخش در تبلیغاتش این ذهنیت را ایجاد کرده بود که باید کار پر جلال و جبروتی باشد، در نهایت پس از هفتهها روایتگریای مملو از فراز و نشیب به پایان رسید. مجموعهای که هم طرفدارانی برای خود داشت و هم مخالفانی سرسخت.
موافقان با تکیه بر ویژگیهایی چون محصول مشترک بودن با ترکیه، جاذبههای فرمی در فضاسازیهای وهمآمیز و اسطورهای و سرشار از رازآلودگی، ورود به مضامین افسانهای و داستانهای تو در تو و نیز گردهمایی جمعی از ستارههای سینما از جمله پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، بهرام رادان، سحر دولتشاهی و…، «هزار و یک شب» را تا حدود زیادی پسندیدند.
همچنین بهرهگیری از لوکیشنهای زیبای ترکیه و خروج از محیطهای بسته آپارتمانی که این روزها به بسیاری از سریالها ضربه زده و ریسک نمایش فضاهایی نوگرایانه و مرموز در مقایسه با آثار نمایشی معمول ایرانی، در زمره امتیازات سریال ثبت شد. سریالی که قطعاً سنگ بزرگی برای کارگردانش بود که پیشتر اغلب در عرصه درامهای شهری و کمدیهای خانوادگی تجربه ورزی کرده بود.
در سوی مخالف اما منتقدان کار که به نظر طیف گستردهای را هم شامل میشدند، از دل همین ویژگیها، کاستیهایی را درک کردند که به آنان اجازه لذت بردن از سریال را نداد. مهمترین آن هم ناتوانی قصه در جلب توجه بیننده و ایجاد همذاتپنداری با کاراکترها بود.
شخصیتها متأسفانه در کرختی اتمسفر قاب و قصهای که سردی و رخوت از سر و روی آن میبارد، هیچیک نتوانستند همدلی تماشاگر را به نفع خود جلب کنند. نه آشیان و خواهرش نیلوفر و نامزد او سروش و ستارهای متین مثل هدیه تهرانی در نقش دکتر سارا پرنیان به عنوان قطب مثبت قصه و نه شخصیتهای منفی مثل ملک و بعضی از درباریان و دو دکتری که علیه پرنیان دسیسه چیدند، در سایه ضعفهای فیلمنامه هرگز به جایگاه مناسبی نزد بیننده نرسیدند.
به اضافه اینکه سوژههای روی کاغذِ جذابی مثل دنیاهای موازی و نیز ماجرای باستانی شهرزاد قصهگو در رهگذر سردی شخصیتها، ریتمی کشدار و پرداختی گویی سراسیمه و بدون توجه به جغرافیاهای متفاوت روایت، عملاً کمکی به قوت یافتن سریال نکردند.
برای «وقت سینما» از تجربه تماشای این سریال بنویسید که اخیراً پخش آن پایان یافت.

